۵ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

نتایجی که جانمان را گرفت و عاقبت آمد! :/

از الان می‌تونین منو دانشجوی ادبیات صدا کنین :))

کار خدا رو ببین؟ تولد یک سالگی وبلاگم بود و همچین کادویی دریافت شد! :))

  • نظرات [ ۸۶ ]
    • פـریـر بانو
    • جمعه ۲۴ شهریور ۹۶

    نازدارِ گل‌اندامِ من...

    به شمعدانیِ روی طاقچه نگاه می‌کنم؛ به برگ‌های سبزش، به برگ‌های کوچک زردش که گواه چند هفته حال‌ندار بودنش هستند. لبخند می‌زنم و می‌گویم: «دیدی نمردی نازدارِ من؟ دیدی همونقدر که مواظب خودم نیستم، مواظبت بودم؟ شایدم این چندهفته قهرکرده‌بودی تا بفهمی چقدر دوستت دارم. آره؟» 

    نفس عمیقی می‌کشم و دوباره لب باز می‌کنم: «می‌دونی؟ اینقدر که زرد و زار شدی اصلا فکرش رو نمی‌کردم حالت خوب شه! ولی بازم امیدم رو از دست ندادم و تیمارت کردم. نمی‌دونی حسن یوسف مامان چندبار چشمک زد و گفت بیا منو بردار جای اون پژمردَک بذار تو گلدونت! نازدار؟ ناراحت نباش. من که به حرفاش گوش ندادم. بهش گفتم نه! نازدار من حالش خوب میشه. خودتم شاهدی چقدر نازت کردم و آبِ عشقولی بهت دادم. واسه همینه جون گرفتی. اصلا مگه میشه عشق با خودش زندگی نیاره؟ مگه میشه عشق حال آدمو خوب نکنه؟ مگه میشه عشق آدمو دوباره متولد نکنه؟» 

    ساکت می‌شوم و لبخند می‌زنم. احتمالا او هم لبخند می‌زند. با سرانگشتم غنچه‌هایش را نوازش می‌کنم و به یاد دو روز پیش می‌افتم؛ که یکهویی چشمم خورد به صورتی‌های کوچولویی که در دل برگ‌های زردش جوانه زدند، که از زمین جدا شدم و از ته دل خندیدم، که صورتی های کوچولویش را بوسیدم.

  • نظرات [ ۳۰ ]
    • פـریـر بانو
    • چهارشنبه ۸ شهریور ۹۶

    گنج‌ قارون

    بیشتر بدانید❖ 

    (روی عکس کلیک کنید)

    (لینک دانلود با کیفیت DVDrip)

    ز هوشیاران عالم هر که را دیدم غمی دارد

    بزن بر طبل بی عاری که آن هم عالمی دارد

  • نظرات [ ۱۱ ]
    • פـریـر بانو
    • يكشنبه ۵ شهریور ۹۶

    شب است، در همه دنیا شب است، در من شب

    از دسته شب‌هایی که دلم می‌خواهد بنشینم یک گوشه و سکوت کنم؛ سکوتی سنگین. و یکی کنار گوشم فقط حرف بزند؛ مثلا از شهریور و صدای پای پاییز...
  • نظرات [ ۱۷ ]
    • פـریـر بانو
    • يكشنبه ۵ شهریور ۹۶

    Casablanca

    بیشتر بدانید❖ 

    این دومین فیلم سیاه و سفیدی است که مرا دیوانه کرده!

    یک عاشقانه در دل جنگ جهانی دوّم.

    ❖ 

    ایلسا: «دنیا داره در هم کوبیده میشه اون وقت ما عاشق شدیم!»

    ریک: «آره جدا خیلی بد موقعیه.»


  • نظرات [ ۳۳ ]
    • פـریـر بانو
    • چهارشنبه ۱ شهریور ۹۶
    عنوان وبلاگ: رمانی از سید آوید محتشم
    لینک‌دونی