اگر دیدید یک دختر 18 ساله ی لاغرو، گوشه ی اتاق، کنار بخاری توی خودش جمع شده، کلاهش تا پیش چشم هایش پایین آمده، شالگردنش سه دور، دورِ گردنش پیچیده، یک پانچ کلفت زمستانی به تن دارد و همچنان فکر می کند: «وای چقد هوا سرده!» اگر دیدید این دخترک یک نصفه نان بربری هم توی دستش هست و همینطور خالی خالی بهش گاز می زند و هی ریاضی(لعنت الله علیه) را می خواند و هی نصفش را نمی فهمد، شک نکنید او حریر است و شنبه امتحان ریاضی دارد!