من خیلی کم تلوزیون نگاه می‌کنم. می‌توانم بگویم تقریبا دیدن تلوزیون از برنامه‌های زندگی‌ام حذف شده اما تک و توک برنامه‌هایی هستند که گاهی مرا به نشستن مقابل تلوزیون مجاب می‌کنند. پیش‌تر ماه عسل و قصه‌هایش را دنبال می‌کردم و ماه‌های اخیر گاهی می‌نشستم به تماشای برنامهٔ استعدادیابی عصر جدید.
دیشب نتایج فینال پخش شد و فصل اولش به پایان رسید. از آنجایی که من از کل تلوزیون فقط همین یک برنامه را دنبال می‌کردم به‌نظرم آمد که بد نیست نظر خودم را در موردش بگویم:

یکم. در خاطرم هست وقتی پخش برنامه شروع شد خیلی‌ها معترض بودند که این برنامه کپی‌ از برنامه‌های خارجی است. من مخالف این اعتراض بودم. بله! قبول دارم که این برنامه کپی است اما به‌نظر می‌رسد نفس برنامه و هدفش در یافتن استعدادها بسیار مهم‌تر و قابل توجه‌تر از کپی‌بودنش است. گذشته از آن خیلی از کشورها این برنامه را دارند، چرا ما نداشته باشیم؟


دوم. یکی دیگر از اعتراض‌ها به خانم‌ها ربط داشت. خیلی‌ها می‌گفتند «پس خانم‌ها چه؟ چرا به آن‌ها رخصت حضور در همهٔ زمینه‌ها را نمی‌دهند؟ در برنامه‌ای که خانم‌ها نتوانند مثل آقایان بخوانند یا نتوانند برقصند و هنرهای این‌چنینی خود را نشان دهند، عدالت رعایت نشده و ارزش دیدن ندارد.» اما گویا این دسته از معترضین حواسشان نیست که ما در مملکت اسلامی زندگی می‌کنیم و همیشه محدودیت‌هایی بوده و راه گریزی ازشان نیست؛ کاش بود اما نیست! نمی‌شود انتظار داشته باشیم شبکهٔ ۳ جمهوری اسلامی ایران، رقص عربی و باله پخش کند. و حالا که نمی‌شود، باید به‌طور کلی قید ساخت چنین برنامه‌ای را زد؟ دست کم باقی استعدادها می‌توانند حضور داشته باشند و دیده شوند؛ مثل آن دختر کوچکی که روی دست‌هایش می‌ایستاد و با پا کمان می‌گرفت و به هدف می‌زد، مثل دختران نینجا، مثل فاطمه عبادی!

سوم. از دیگر اعتراض‌هایی که همچنان به برنامه وارد است، انتخاب داوران عصر جدید است. این اعتراض واقعا رواست! علیخانی و اتاق فکر برنامه و...، در این مورد کم‌لطفی کردند. با وجود این همه شرکت‌کنندهٔ ورزشکار، یک داور مرتبط با ورزش نداشتند! واقعا نیاز بود ۲ بازیگر در جایگاه داور بنشینند؟ مخصوصا خانم نونهالی که به توانایی پرتاب چاقو به هدف متحرک، می‌گوید چاقوکشی؟!
این برنامه همانقدر که به یک موسیقی‌دان و بازیگر یا در کل یک داور هنرمند نیاز دارد، به یک داور متخصص در زمینهٔ ورزشی هم نیاز دارد، و البته به داورهایی که محتوای اجراها را درک کنند و نظر درست و قطعی بدهند و هی چراغ‌ها را قرمز و سفید نکنند!
اگر در فصل بعدی درمورد داوران تجدید نظری نشود، این موج اعتراضات قطعا ادامه خواهد داشت.

چهارم. عصر جدید یا ماه عسل؟ مسئله این است!
به‌نظر می‌رسد آقای علیخانی هنوز نتوانسته ماه عسل را فراموش کند و پای برنامهٔ سابقش به برنامهٔ فعلی‌اش هم باز شده. اینکه تعدادی استعداد بیایند و خلاصه‌وار از زندگیشان بگویند چیز بدی نیست؛ اتفاقا مفید است و به آدم انگیزه می‌دهد. تلاش و سخت‌کوشی کسی مثل محمد زارع واقعا قابل تحسین و الگوبرداری است اما... اما اتفاقی که بعد از اجرای فینال فاطمه عبادی رخ داد به‌شدت مسخره بود! از لحاظ انسانی خوب بود، خوب هم همهٔ احساسات را برانگیخت اما آیا جای این لحظات در قاب برنامه‌ای تحت عنوان استعدادیابی است؟ مخصوصا وقتی قرار است مردم داور باشند؟ و مردم ما هم که تا دلتان بخواهد احساساتی!

پنجم. در برنامهٔ عصر جدید همیشه دغدغهٔ زمان وجود داشته اما به تنها چیزی که توجه نمی‌شد همین زمان بود! زیاده‌گویی‌ها و تکرار حرف‌ها و... همیشه باعث شده برنامهٔ نیم‌ساعته را به اندازهٔ دوساعت کش بدهند! واقعا نیازی نبود که مدام از شرکت‌کننده‌ها بپرسند بعد از اجرای فلان قسمت چه اتفاقی برایت افتاد! نیاز بود؟ یکی‌دوبار پرسیدن بس است دیگر. البته مخاطبان احسان علیخانی درجریانند که حرف‌زدن و کش‌آمدن زمان جزء لاینفک برنامه‌های اوست.
این اواخر از بس برنامه‌ طولانی و حوصله سر بر شده بود که من دیگر آن را از تلوزیون تماشا نمی‌کردم، منتظر می‌ماندم تمام شود تا اجراها را در اینستاگرام ببینم!

ششم. قابل کتمان نیست که این برنامه تاثیرات مثبتی روی آدم‌ها گذاشت؛ توجه خیلی از خانواده‌ها به استعداد بچه‌هایشان جلب شد، خیلی‌ها برای ادامه دادن مسیر و هدف و استفاده از توانایی‌هایشان انگیزه گرفتند، خیلی‌ها دوباره به خود رجوع کردند تا ببیند آیا آن‌ها هم توانایی یا استعدادی دارند یا نه، خیلی‌ها جلو آمدند و دیده شدند، برای خیلی‌ها مسیر تازه‌ای شکل گرفت و سکوی پرتابی شد و غیره. به‌گمانم رسالت برنامهٔ عصرجدید چیزی جز این نبود و نیست. از این جهت باید بهشان دست‌مریزاد گفت.

هفتم. نمی‌دانم چرا ساعت پخش برنامه همیشه تغییر می‌کرد. به امید اینکه در فصل بعد از دست سوال‌های «عصر جدید کی پخش می‌شه؟ چه روزهایی پخش می‌شه؟ چه ساعتی پخش می‌شه؟» خلاص شویم!

هشتم. دو مورد آخر ربطی به خود برنامه ندارد بلکه مربوط به مردم است؛ مردمی که از یک‌جایی به بعد در جایگاه داور می‌نشینند و به اجراها رای می‌دهند. یکی از نقدهایی که بهشان وارد است توجه به قومیت‌هاست! «فلانی چون ترک است باید هوایش را داشته باشیم»، «فلانی شیرازی است و ما هوای بچه محلمان را داریم»، «پرچم خوزستانی‌ها بالا است»، «البرزی‌ها هوایت را دارند» و جملاتی از این دست! مسخره نیست؟ به‌نظر من که واقعا مسخره است. اگر خودمان را داور بدانیم باید به کسی که شایستگی‌اش را دارد رای بدهیم نه به بچه‌محلمان! اگر حواسمان باشد در بطن داوری چیزی به اسم عدالت جاریست نه مسئلهٔ قوم و خویشی.

نهم. وقتی نتیجه اعلام شد خیلی‌ها اعتراض کردند. حتی پای پست‌های اینستاگرام فاطمه عبادی که نفر اول شد، پر است از جمله‌هایی مثل «حق محمد زارع بود که اول شود» و «با احساساتی کردن مردم رای جمع کردی» و «مردم ناله‌پرست ما باز هم به گریه و زاری رای دادند» و امثالهم. بله! تجربه نشان داده بخشی از مردم ما واقعا احساساتشان از عقلشان پیشی می‌گیرد و در نظر دادنشان اثر می‌گذارد. اما این اعتراض‌ها وقتی رواست که این معترضین نگویند «حق محمد زارع بود اول شه، اون سختی کشیده تا به اینجا رسیده.» چون این حرف هم از روی احساسات است!
چیزی که خیلی‌ها به آن توجه نکردند بررسی و نگاه کلی به اجراهای شرکت‌کنندگان از مرحلهٔ اول تا فینال بود. اینکه چقدر پیشرفت کردند؟ چه کارهای جدیدی ارائه دادند؟ آیا مهارتشان را پرورش دادند یا اجراهایشان دستخوش تکرار بود؟ و مسائلی از این دست.

دهم. با وجود همهٔ بالا و پایین‌ها، و باوجود اینکه از نتیجهٔ فصل اول راضی نبودم و من هم به اول شدن فاطمه عبادی معترض بودم و... ، اما عصر جدید را یک برنامهٔ خوب و مفید می‌دانم که علاوه بر شرکت‌کنندگان، به درد مخاطب‌هایی که دنبالش می‌کنند هم می‌خورد. دم و بازدم سازندگان و عواملش گرم!

 


پاورقی برای آن‌ها که برنامه را ندیده‌اند:
۱. عصر جدید یک برنامهٔ تلوزیونی و مسابقهٔ استعدادیابی است که از سال پیش آغاز شد و با اجرای احسان علیخانی از شبکهٔ سه سیما پخش می‌شد. امین حیایی، سید بشیر حسینی، آریا عظیمی نژاد و رویا نونهالی داوران فصل اول این مسابقه‌ بودند.
۲. از میان شرکت کنندگان ۵ فینالیست با رای مردم انتخاب شدند. درنهایت گروه دختران نینجا در جایگاه پنجم قرار گرفتند، سعید فتحی روشن در جایگاه چهارم، پارسا خائف در جایگاه سوم، محمد زارع در جایگاه دوم و فاطمه عبادی‌ در جایگاه اول.