کلیله و دمنه یکی از جذاب‌ترین درس‌ها واسه منه. نه تنها متنش پر از نکته‌اس که ضمن درس، استاد هی پند و اندرزمون می‌ده و من عین اون جوانان سعادتمندی که از جان دوست‌تر دارن پند پیر دانا را، فقط به استاد چشم می‌دوزم و منتظر حرف‌هاشم. البته یه جاهایی هم با نظرش صد در صد موافق نیستم. مثلا امروز که باب برزویهٔ طبیب رو می‌خوندیم استاد گفت: «چندتا دکتر دیدین که به عشق درمان پزشک شده باشن؟ جامعه‌مون از دست رفته باباجان. همه دنبال پولن. اونی که می‌ره دکتر می‌شه، حقوق‌دان و معلم و... می‌شه هم دنبال پول و مقامه. این ضعف فرهنگ ماست و... .» من هم بعد حرف‌هاش گفتم: «البته استاد باید ببینیم چی شد که همهٔ مردم رفتن دنبال پول. مثلا یکی از دلایلش می‌تونه اقتصاد باشه. وضعیت اقتصادی بد باعث می‌شه اوضاع معیشتی مردم از رونق بیفته و فکر و ذکرشون بشه پول. نمی‌شه فقط به ضعف فرهنگ اشاره کرد.»  خلاصه که بحث یکی دو دلیل نیست. همه‌چی دست به دست هم دادن تا برسیم به این نقطه و به قول آقای صالح‌پور احتمالا نسل‌های بعد به‌خاطر راه‌انداختن همچین بساطی، فحشمون می‌دن!