شب شاعرانه هایم، شده از غمت فزون تر
برو از خیالم این بار، برو از دلم برون تر

برو تا دوباره از غم، نفسِ قلم نلرزد
برو تا مباد امشب، بی هوا دلم بلرزد

برو من که چِل ستونم، ز فراقِ تو گسسته 
نه! نیا به این حوالی،قامت دلم شکسته

گله دارم از نگاهت، گله از تو حضرت عشق
حاصلم ز رفتن تو، غم و درد و حسرت عشق

برو از خیال شعرم، تو مسافری غریبی
چمدان، غروب رفتن، تو رفیق نارفیقی...

امضا:حریر بانو