عصر بود و هوا نیمه‌ابری. در کلاس نشسته‌بودم و به صدای آرام و دوست‌داشتنی استاد گوش می‌دادم. می‌گفت:《دایره‌ی واژگان برای شما موضوع مهمیه؛ مخصوصا اگر اهل نوشتن باشین. از همین الان فرهنگنامه‌ها رو مطالعه کنین و واژه‌های جدید یاد بگیرین. خوب حرف بزنین و خوب بنویسین ولی مثل بعضی از این مجری‌های لوس تلوزیون هم نباشین که از شب قبل چهارتا لغت سخت رو با معنیش حفظ می‌کنن که مردم نفهمن و بگن اوه طرف چه باسواده! اتفاقا این بی‌سوادیه. همینکه واژه‌های متنوع و قابل فهم رو بلد باشین و به کار ببرین کافیه.》

پی‌نوشت: چندنفر نمره‌ی تاریخ‌ادبیات ترم اول را یادشان هست؟ همین استاد بود. همین استاد که باعث شد ساعت ۲ نصف شب نیم‌ساعت از شادی بالا و پایین بپرم. :))