وقتی وارد اداره‌ی پست شدم و معاون اداره مرا از دور دید و با لبخند گفت: به‌به! ببین کی اینجاست، وقتی پرسید برای چه آمده‌ام و گفتم پیگیری تاییدیه‌ی تحصیلی‌ام، وقتی از بین آن همه جمعیت مرا برد روبه‌روی میزش و تعارف کرد که بنشینم و به همکارش سپرد تاییدیه را چک کند، وقتی بعد از چند دقیقه همکارش بدون هیچ دردسری تاییدیه را به دانشگاه ارسال کرد و با وجود اصرار من هزینه‌ی ۳۷۰۰ تومانی‌اش را نگرفت، آنجا بود که فهمیدم چرا مردم حاضر نیستند به خودشان سخت بگیرند و مستقیم می‌روند سراغ حضرت پارتی!