:: اولین واکنش من بعد از دیدن خودم در آینه: اوه ماااای گاااااااد! و هارهارهارهارهار خندیدن :))))


:: دوست عزیزی قبلا بهم گفت اگر حرف من را قبول داری صفر بزن. گفتم صفر چجوری است مثلا؟ گفت اگه صفر بزنی دیگر نیازی به چراغ مطالعه نداری :دی الان خواستم بگویم شاید باورتان نشود ولی من یک زدم! یـــــــــــــــــــــــــک :))))) حالا یک عدد از صفر بیشتر چه فرقی دارد؟ :دی

 

:: ایهاالناس همانا کچل کنید که در کچل شدن شما خیری‌است! :دی مثلا یک نمونه‌اش اینکه حس می‌کنید سرتان به‌شدت سبک شده. کوچک‌ترین حرکتی از جانب خودتان، آدم‌ها و اشیاء پیرامون به منزلۀ بادبهاری برای کله‌تان می‌باشد.  الباقی را هم نمی‌گویم تا خودتان کشف کنید! بعله :دی

 

:: به مامان می‌گویم تو که پسر نداری سربازش کنی. الان فکر کن من پسرت. خرجی سربازی نمیدهی بهم؟ :دی

 

:: یکی از کارهایی که به شدت دوستش‌دارم دست‌کشیدن روی کلۀ کچل سرباز جماعت است. مثلا قدیم‌ها هر وقت عمو و دایی از خدمت می‌آمدند اولین حرکتم بعد از ماچ و بغل و بوس و این قرتی بازی‌ها دست کشیدن روی سرشان بود. و از امشب به بعد این دوست‌داشتنی را روی کلۀ کچل خودم پیاده می‌کنم و در آن لذتی است لقوم یتفکرون :))