رنگ‌ها ترانۀ زندگی را می‌سرایند، به زندگی معنا می‌بخشند، زیبایی را یکی‌یکی به تار تار موهای خرمایی‌اش می‌آویزند و دامنی از طرح نسترن به پایش می‌کنند. تصور کن اگر دنیا همه‌اش سیاه و سفید بود چه می‌شد؟ دنیای سیاه و سفید آدم را دق می‌دهد، آدم را هلاک می‌کند، آدم را به زوال می‌کشاند. تا بحال اندیشیده‌ای اگر یک روز انارها قرمز نباشند چه می‌شود؟ اگر پاییز، زرد و نارنجی نباشد چه می‌شود؟ برای زنده بودن باید در آغوش رنگ‌ها رها شوی و دیوانگی کنی. باید با آبی ملایم آسمان، در خیابان‌های گرم شهریور قدم بزنی و به سبز دوست‌داشتنیِ چمن‌زارها یک سلام بلند بگویی. گل‌ها را نفس بکش وقتی نارنجی و صورتی و ارغوانی‌اند. لیموهای زرد باغ را با دستان خودت بچین. به رنگ‌ها سلام کن؛ چراکه آن‌ها ترانۀ زندگی را می‌سرایند. و این رنگ‌ها، این سبز و آبی و قرمزها، این صورتی‌ها و بنفش ها همه آرزوهای تواند؛ آرزوهای دوست‌داشتنی‌ات. یادت باشد آرزوهای سیاه و سفید آدم را به زوال می کشانند. پس بیا و مشت‌مشت رنگ بپاش به روی همه‌شان. فراموش نکن این رنگ‌ها هستند که به زندگی معنا می‌بخشند، که به تو معنا می‌بخشند.

عکس. حریر. بهار 1396