۲ مطلب با موضوع «شاعرانه‌هایم» ثبت شده است

ذهنِ بازیگوش من شیطنت می کند حتی وقتِ عربی خواندن!!!


طرۀ آشفته به پیشانی‌ات/ هوش مرا دستِ کما داده‌است

جمع کن این سرکش دیوانه را/ وای که دینم به فنا داده‌است


حریر


این فی‌البداهه‌جاتی که می‌گویم مثل ته دیگ ماکارونی به جانم می‌چسبد :))

  • موافق ۱۸ | مخالف ۰
    • פـریـر بانو
    • جمعه ۵ خرداد ۹۶

    کنکور با طعم نسکافه فوری!

    آی آدم ها

    که در خانه نشسته شاد و خندانید!

    یک نفر در صدهزاران تست دارد می سپارد جان

    یک نفر دارد که تیک و تاک دائم می زند هردم

    در میان انبُهی از دفتر و دستک

    و اندرین دریای سرخ و سبز و رنگارنگ

    جوهر خودکار رنگینش

    می شود هی کم! :دی

    آی آدم ها

    که در تهران و علامه بساط دلگشا دارید

    در شباهنگام تنهایی

    یک نفر هم پشت کنکوری ــست

    می کند هر لحظه جان قربان

    می جَود اشعار حافظ،سعدیِ جانان

    با هزاران شبنم امید

    می نشیند تا سحر بیدار

    چشم ها بیمار

    آی آدم ها که اکنون رنگِ مهر و همدلی دارید

    یک نفر از لابه لای دفتر و جزوه

    می خواند شما را

    تست را بلعیده در گود کبودِ مغزش و  بی تابی اش افزون

    التماسا یک دعایی هم دهید بیرون :دی

    آی آدم ها

    او ز راه علم، این کهنه جهان را باز می پاید

    او که می داند

    پشت این کنکور دارد می کند بیهوده جان قربان...

    آی آدم ها...آی آدم ها...


    امضا:حریربانو


    [خبر آوردن تن نیما تو گور لرزیده :دی]

  • موافق ۱۱ | مخالف ۰
    • פـریـر بانو
    • چهارشنبه ۷ مهر ۹۵
    عنوان وبلاگ: رمانی از سید آوید محتشم