۵ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل و هشتم

بیشتر بدانید

در نگاه اول شاید خوشتان نیاید! و حتی پس از خواندن داستان اول بگویید: خب که چی؟ اما رفته‌رفته مجذوب دنیایی می‌شوید که سلینجر برایتان خلق کرده. آنقدر مجذوب که پس از پایان کتاب دلتان می‌خواهد دوباره مرورش کنید :) از مجموعۀ 9 داستان این کتاب داستان‌های یک روز خوش برای موزماهی، انعکاس آفتاب بر تخته‌های بارانداز، تقدیم به ازمه با عشق و نکبت، دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل و هشتم و تدی را دوست‌تر داشتم :)

  • نظرات [ ۵۴ ]
    • פـریـر بانو
    • پنجشنبه ۲۹ تیر ۹۶

    دردها...

    بوی بادنجان سرخ‌کرده خانه را گرفته بود. داشتم می‌رفتم سمت مطبخ که از پشتِ شیشه‌های ماتِ پنجره نگاهم افتاد به دآش صفدر. نشسته بود پای حوض و با ماهی‌ها حرف می‌زد. عادتش بود. هر وقت دلش از زندگی می‌گرفت می‌نشست لب حوض و دردِدلش را در گوش ماهی‌هاش نجوا می‌کرد. می‌گفتم: «دآش چرا مغز این ننه‌مرده‌ها را می‌سابی؟ این‌ها که نمی‌فهمند چه می‌گویی» دآش صفدر هم جواب می‌داد: «تو این چیزها را نمی‌دانی! بزرگ‌تر که شوی فهمت بیجک می‌گیرد.» مرا با همین‌ها دست‌به‌سر می‌کرد تا سوال‌پیچش نکنم. الان هم حتما دلش گرفته که توی این شبِ پاییزی با پیژامه و رکابی نشسته پای حوض. ایراد از دلش نیست. ایراد از روزگار است. شاعر چه می‌گفت؟ هان! چرخ بازیگر از این بازیچه‌ها بسیار دارد...

  • نظرات [ ۳۸ ]
    • פـریـر بانو
    • سه شنبه ۲۷ تیر ۹۶

    بگیر تنگ در آغوش و قتل عامم کن...


    جای تو اینجاست؛

    درست در مرکزی‌ترین نقطۀ آغوشم...

    حریربانو

    عنوان: علیرضا بدیع


  • نظرات [ ۲۶ ]
    • פـریـر بانو
    • شنبه ۲۴ تیر ۹۶

    من آسمانِ پر از ابرهای دلگیرم...


    به اتفاقات دور و برم که نگاه می‌کنم همه‌اش می‌رسم به این جمله: بمیرم برای خودم...


    عنوان: فاضل نظری

  • نظرات [ ۲۱ ]
    • פـریـر بانو
    • شنبه ۱۷ تیر ۹۶

    صدایش می تابید؛ مثل نامش :)

    وقتایی که می‌گفتم مرسی زنگ زدی یا خوشحال شدم صداتو شنیدم، می‌خندید. دوست داشتم خنده‌هاشو بغل کنم :)


    [روز قلم مبارک]

  • نظرات [ ۱۴ ]
    • פـریـر بانو
    • چهارشنبه ۱۴ تیر ۹۶
    عنوان وبلاگ: رمانی از سید آوید محتشم
    لینک‌دونی