دورهمی سینمارَوی بلاگرانه‌‌ی به شدت حال‌خوب‌کن!



وقتی خورشید از اون دور دورها پیداش شد و رفتم کنارش تا بریم پیش بچه‌ها، فکرش رو نمی‌کردم همه اومده باشن. داشتیم راه می‌رفتیم که یهو گفت: 《اینا ماییم.》 سرم رو آوردم بالا و دیدم یاعلی! چقدر آدم اینجاست. و چرا من هیچ‌کدوم رو نمی‌شناسم؟ اصلا یه لحظه فشارم افتاد :)) بعد از هضم ماجرا شروع کردم به سلام علیک کردن باهاشون. تعدادی رو از قبل می‌شناختم و بقیه رو نه؛ مخصوصا آقایون رو و به همین خاطر از هولدن خواستم معرفیشون کنه. بیشتر از همه کنجکاو بودم ببینم امین زمر و گلبول سفید کدومان! :دی و با اینکه همه خودشون رو معرفی کرده بودن یا معرفی شده‌بودن باز هم اسم‌ خیلی‌ها یادم رفت :|
  • موافق ۶ | مخالف ۰
  • نظرات [ ۴۶ ]
    • פـریـر بانو
    • جمعه ۱۷ فروردين ۹۷

    یاد بعضی نفرات در گردش ایام

    نشسته‌ام توی اتوبوس و یاد یکی از شب‌های پاییز را به‌خیر می‌گویم. با بی‌تا در آشپزخانه‌ی درب و داغان خوابگاه مشغول شستن ظرف‌های شام بودیم و همزمان از مسائل مختلف حرف می‌زدیم. صحبت کردن با او دوست‌داشتنی بود. همانی بود که دلم می‌خواست. بیهوده نمی‌گفتیم؛ از خواهرشوهر عمه‌ و فلان فامیل که پسرش فلان کرد حرف نمی‌زدیم. حرف‌هایمان رنگ و بوی بالغ بودن داشت و همیشه به یک نتیجه‌ی خوب می‌رسید. آن شب داشتیم از عادت حرف می‌زدیم‌؛ که ابتدای حضورمان چقدر سخت بود و کم کم به شرایط خوابگاه عادت کردیم. بی‌تا یک جمله‌ی خیلی خوب هم گفت که در خاطرم مانده. همینطور که ماگ سبز رنگش را کف‌آلود می‌کرد، نگاهی به من انداخت و گفت: 《نمی‌دونم چقدر حرفم درسته ولی به نظرم عادت و فراموشی دوتا نعمتن برای آدم‌ها. اگه این دوتا نباشن زندگی خیلی سخت می‌گذره.》


    پی‌نوشت: به هرحال لحظه‌ی رفتن از این شهر کوچک و باران‌خورده آدم را دلتنگ می‌کند. وَ من عاشق این حس و حالم، عاشق این رنج شیرین بزرگ شدن.

    سوال‌نوشت: شما الان در چه حالید و به چه فکر می‌کنید؟ :)

  • موافق ۱۶ | مخالف ۱
  • نظرات [ ۵۸ ]
    • פـریـر بانو
    • چهارشنبه ۱۵ فروردين ۹۷

    صندلی داغ با حضور مستر مرادی

    صندلی داغ امروز با حضور مستر مرادی عزیز برگزار می‌شه‌. بکوشید برای داغ کردن صندلیش. نبینم خسته‌ایدها! بسم الله رفقا :))

    نکته: جواب کامنت‌ها توسط مستر مرادی داده می‌شود.

  • موافق ۴ | مخالف ۰
  • نظرات [ ۲۰ ]
    • פـریـر بانو
    • يكشنبه ۱۲ فروردين ۹۷

    و دیگر هیچ

    امون از آدم‌هایی که ته خنده‌هات رو نخ‌کش می‌کنن.

  • موافق ۱۲ | مخالف ۱
  • نظرات [ ۱۳ ]
    • פـریـر بانو
    • جمعه ۱۰ فروردين ۹۷

    صندلی داغ با حضور حاج مهدی

    با عرض سلام و خسته نباشید و صبح بخیر و هر روزتان نوروز و نوروزتان پیروز، صندلی داغ امروزمون رو با حضور حاج‌مهدی عزیز برگزار می‌کنیم. باشد که با سوال‌هاتون تلافی بستن وبلاگش رو در بیارین! بسم‌الله رفقا :))

    نکته: جواب کامنت‌ها توسط حاج‌مهدی داده می‌شود.

  • موافق ۶ | مخالف ۰
  • نظرات [ ۶۳ ]
    • פـریـر بانو
    • پنجشنبه ۹ فروردين ۹۷

    حضرت یار...

    ما دو دیوانه‌ی اهل قلم و سنتوریم

    عشق ما، به به! از آن شور و غزل می‌بارد

    (فی‌البداهه)


    شما هم یک شعر فی‌البداهه بگویید همین الان! خب؟ دور هم هستیم، خوش می‌گذرد :)

  • موافق ۱۴ | مخالف ۰
  • نظرات [ ۳۳ ]
    • פـریـر بانو
    • چهارشنبه ۸ فروردين ۹۷

    صندلی داغ با حضور دکتر میم

    صندلی داغ امروز با حضور دکتر میم عزیز اینجا و در این پست برگزار می‌شه. با سوالات خفنتون حرارت صندلی رو برای دکتر که معتقده براش شر درست کردیم، تنظیم کنین. بسم الله رفقا! :))

    نکته: جواب کامنت‌ها توسط دکتر داده می‌شود!

  • موافق ۱۰ | مخالف ۰
  • نظرات [ ۳۷ ]
    • פـریـر بانو
    • سه شنبه ۷ فروردين ۹۷

    صندلی‌داغ، ذکر نکات نهایی

    پیرو پست قبلی باید خدمتتون عرض کنم که خوشبختانه استقبالتون از صندلی داغ خوب بوده و اگر عمری باقی باشه، با همون قواعد و ضوابطی که گفتم، بازی رو از فردا ۹ صبح شروع می‌کنیم. فقط لازمه یک سری نکات رو توضیح بدم. 
  • موافق ۹ | مخالف ۰
  • نظرات [ ۱۶ ]
    • פـریـر بانو
    • يكشنبه ۵ فروردين ۹۷

    صندلی داغ


    چند روز پیش یکی از رفقامون پیشنهاد داد صندلی‌ داغ برگزار کنیم و از تعطیلات یه استفاده‌ای ببریم و سرگرم بشیم. بهش فکر کردم و دیدم با وجود اینکه تکراریه و مشابه این کار رو دوستان بلاگر در گذشته انجام دادن، پیشنهاد خوبیه و علاوه بر سرگرم شدنمون و آشنایی بیشتر، شاید بتونه یه تکونی به بلاگستان بده و دوباره شاهد حضور پرشور شما انقلابیون و بلاگستانیون باشیم :دی 
    صندلی داغمون یه بازیه و قرار نیست سخت بگیریم و پیچیده‌اش کنیم ولی خب یه سری قوانین داره که باید رعایت بشه. بازی صندلی داغ همونطور که می‌دونیم دو طرف داره. یه طرف شرکت کننده که بر صندلی داغ می‌شینه و جیز میشه و طرف دیگه کسانی هستن که سوال می‌پرسن. وظایف طرفین بازی چیست؟
    شرکت کننده: پستی با عنوان "صندلی داغ" تو وبلاگش منتشر می‌کنه و عکسی که گذاشتم رو در پستش قرار میده. پست مذکور باید ۹ صبح گذاشته بشه و تا ۹ صبح فردا کامنتدونیش بازه و دوستان می‌تونن سوالاتشون رو بپرسن و شرکت‌کننده هم بعد از دریافت چند کامنت می‌تونه بهشون پاسخ بده. کامنت‌های پستش رو باید بدون تایید بذاره تا سوال‌های تکراری زیاد نشه.(اصلاح شد)
    سوال‌کننده: کار خاصی نباید بکنه جز سوال پرسیدن! هر سوالی که بخواید می‌تونید بپرسید و ممنون می‌شیم اگر سوال‌هاتون خلاقانه و جذاب و بانمک باشه. و ممنون‌تر میشیم که اسم و آدرس خونه‌ی طرف رو نپرسین! :| در صورت پرسیدن سوالات شخصی شرکت کننده این اجازه رو داره که جواب نده. و همونطور که بالاتر گفتم پرسشگران عزیز نهایتا تا ۹ صبح فرصت دارن سوال بپرسن.
    این از این. من خیلی به روند بازی فکر کردم و اینکه چیکار کنیم تا منظم پیش بره و شاهد گذاشتن چند پست همزمان نباشیم؛ یعنی هر روز به یک بلاگر اختصاص پیدا کنه. و نتیجه‌ی فکر کردن و مشورت گرفتن از رفقا این شد که قبل از پایان کار شرکت کننده‌ی x (که همون ۹ صبحه)، شرکت کننده‌ی y نباید پست صندلی داغش رو منتشر کنه. 
    برای اجرای بازی لازمه که داوطلب بشین تا لیستی تهیه بشه و روزها رو مشخص کنیم و بهتون اعلام کنیم. و من از اونجایی که خیلی به فکرتون هستم و نام دیگر من ایثار است، به شما این امکان رو می‌دم که اگر دوست نداشتین تو وبتون پست صندلی داغ بذارین، من اینجا براتون تو وب خودم این پست رو می‌ذارم و اینجا برگزارش می‌کنیم :دی

    نکته‌ی پایانی: وقتی داوطلب‌ها مشخص شدن یک پست ثابت می‌ذارم با اسم و روز اجرای بازیشون و به ترتیب لینک‌ها اضافه میشن. این بازی تا ۳۱ فروردین برگزار خواهد شد. شما هم می‌تونین پیش از شروع بازی به دوستاتون خبر بدین تا اگه دوست داشتن به ما ملحق شن :) خب داوطلبین عزیز بسم‌الله! اعلام حضور کنین ببینیم چندنفریم؟ :دی

    پی‌نوشت: ظرفیت پر شده است!
  • موافق ۱۳ | مخالف ۰
  • نظرات [ ۵۲ ]
    • פـریـر بانو
    • شنبه ۴ فروردين ۹۷

    مجبوریم برویم سراغ فیلم‌ها و کتاب‌هایمان دیگر! :/

    یعنی من نباید یک رفیق پایه با علایق مشترک و در دسترس داشته‌باشم که فردا دستش را بگیرم ببرمش پارک جنگلی و هی جنگل را متر کنیم و هی جاهای جدید و زیبا کشف کنیم و خوش بگذرانیم؟ یعنی من نباید یک رفیق پایه با علایق مشترک و در دسترس داشته‌باشم که بین‌مان تعارف‌های مسخره و حال‌به‌هم‌زن نباشد و بشود به دور از "کلاس‌گذاشتن‌ها" و "وای لباسم کثیف میشه‌ها" بنشینیم روی کنده‌ی درخت و چای داغ بخوریم با قند؟ یعنی باید عید را تنها در خانه بگذرانم و سرم گرم دید و بازدید‌های از سر تکلیف باشد؟ و هی به همه بگویم که چرا ادبیات را انتخاب کردم؟ 

    خدایا لطفا یکی از این رفیق‌هایی که گفتم را صاف بینداز وسط زندگی‌ام که بشود باهم بزنیم به دل طبیعت و عمرمان میان این دیوارهای سرد هدر نرود. باتشکر!


    پی‌نوشت: در پست موقتی که برداشته‌ شد، یکی از دوستان پیشنهاد برگزاری مراسم پرفیض "صندلی داغ" را داد. موافقید؟ یا چی؟

  • موافق ۹ | مخالف ۰
  • نظرات [ ۴۰ ]
    • פـریـر بانو
    • جمعه ۳ فروردين ۹۷
    عنوان وبلاگ: رمانی از سید آوید محتشم